آپتین به ایران رفته
سلام بابایی
امروز ١٧ روزه که ندیدمت رفتی بابا مامان لیلا ایران
اینقدر دلم برات تنگ شده که می خوام بخورمت
پدر سگ از اون موقع تا حالا ٣ بار حاضر شدی با من ٣٠ ثانیه حرف بزنی
آخریش این بود که گفتی من ایرانیم و می خوام گل بزنم
بابایی دلم برای حرف زدنت تنگ شده
....بابا نیما چرا با من گهری(قهری)
----بابا نیما دستمو بده (یعنی دستمو بهش بدم)
----بابا نیما بوسمو بده دیگه پسر خوبی شدم
------یا بابا ممد بگه عاشقتم و تو بگی نه بابا نیما عاشقمه
یا اینکه بگی من ماله بابا نیما هستم
یا من جیگر بابا نیما هستم نه شما
+
آپتین خوش بین ; ۳:٢۳ ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢۸
نظرات ()

