آپتین و النا

آپتین و خواب شب

سلام و صد سلام

1- من رو ببخشین خیلی تنبل شدم ولی حالا دو تا مطلب در مورد آپتین و النا

----------------------------------

آپتین : بابا نیما من چرا باید هر شب تو دلت بخوابم

نیما: برای اینکه من دوست دارم

آپتین: ولی من دوست نمی دارم هر شب هرشب پهلوی تو بخوابم می خوام یک شب پهلوی مامان لیلا بخوابم یک شب پهلوی فریدا

نیما ( در حال حرص خوردن و کل کل با بچه): اصلا دیگه نمی خواد پهلوی من بخوابی

آپتین : خب فقط یکبار

نیما: نه اصلا

آپتین : خب دوبار

نیما : اصلا

آپتین : 3 بار

نیما : اصلا من دیگه پهلوی تو نمی خوابم

آپتین: اههه خیلی بنجنسی(بدجنسی) خب 10 بار

نیما : خب امشب می خوای پهلوی کی بخوابی

آپتین : پهلوی مامان لیلا

نیما: نه امشب نوبت منه فردا پهلوی مامان لیلا

آپتین : باشه بابا نیما

 

نکته اخلاقی : بیشتر از اینکه بچه ها به ما نیاز داشته باشن ما به اونا نیازمندیم

اعتراف : من شبایی که آپتین تو دلم نخوابه به سختی خوابم میبره یعنی اول باید بخوابه بعد ببرمش رو تختش بعد هم خودم بخوابم

--------------------------------------------------------

اما دخی :

1- النا خانوم 2 تا دندون در آورده

2- تاره داره باباش رو می شناسه

3- استارت زده برای چهار دست و پا

+   آپتین خوش بین ; ٦:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir